کجا بودم تا حالا؟!

واااااااااااااااااااای! من هزار ساله اینجا سر نزدم!تعجب

چه دخمل زشتِ بی ادبی!نیشخند

 

امروزم دپرس بودم! اما یهویی یاد این وبلاگم افتادم و وقتی دیدم حتی با وجودی که آن نشدم مدتهااااست! هنوز هم کسی هست که منُ میخونه الانه دیگه رو ابرام!

 

بازم اینجا مینویسم! اصن میخوام همه جا بنویسم! اصن باید اونقدر بنویسم تا دنیا از رو بره و منُ به عنوان یه نویسنده بپذیره!

 

دنیا جای قشنگیه؟ فک کنم باشه!

 

میگن همیشه میشه که یه چی باشه که سوپرایزت کنه! نمیدونم شاید!

 

واسه آدمی مثِ من که همیشه عادت داره چند تا کار با هم انجام بده و هی بگه وقت ندارم و هی دنبال چیزای نویی واسه کشف کردنه ... خعلی سخته که زندگی اینقدر کسالت بار شده!

 

یادم باشه به دوستانی که عاشق نی نی هاشون بودم سر بزنم الانه دیگه همه شون بزرگ شدن همونطور که من پیر شدم

 

سلام! من سی و یک ساله شدم! موهای سپیدمُ هر روز پشت چراغ قرمزها باد میشماره!

قاصدک ها پیر نمیشن ... قاصدک ها تموم میشن .... یه روزی میبینی فقط ازشون یه ساقه مونده!...

 

 

 

/ 2 نظر / 21 بازدید
مامان مهربد

سلام دوست قدیمی!چه خوشحال شدیم که قراره دوباره بنویسی!ما هم مثل تو بودیم!

سمیرا

سلام از عکستون استفاده شد..امیدوارم راضی باشید